در مورد شاعران بادغیسی از این وبلاگ بدانید.

الا ای خیل دلبازان مقبل

نشینید از بر آیینه دل

چو می خواهید نقش خویش برپا

مبادا آن که برخیزید از جا

که این آیینه با کس آشنا نیست

در او چون در جهان نقش وفا نیست

÷÷÷

شور آباد است و میهن سرفراز

زن نبد گر در جهان رازی نبود

شعر و سوز و ساز و آوازی نبود

بانوی کاشانه دلهاست زن

روشنایی بخش محفلهاست زن

کهکشان زندگی دامان وی

اختران سعد فرزندان وی

حسن زن دلجویی و آزرم اوست

زیور زن مهر و خوی گرم اوست

 

÷÷÷

 

 

 

÷÷÷

 

جدایی بین مرد و زن روا نیست

که زن از مرد و مرد از زن جدا نیست

به هر جا گلرخان همدوش مردند

که بی گل هیچ بزمی را صفا نیست

کنون دیگر در این عصر درخشان

زنان را روزگار انزوا نیست

نباشد دوره فردوسی امروز

زن قرن طلایی اژدها نیست

حقوق مرد و زن باشد مساوی

که قانون است و قانون ادعا نیست

به چشم خویشتن باشیم شاهد

که بی زن رونقی در کارها نیست

÷÷÷

نيست شوقی که زبان باز کنم، از چه بخوانم؟

من که منفور زمانم، چه بخوانم‌

چه بگويم سخن از شهد، که زهر است به کامم

وای از مشت ستمگر که بکوبيده دهانم

نيست غمخوار مرا در همه دنيا که بنازم

چه بگريم، چه بخندم، چه بميرم، چه بمانم

من و اين کنج اسارت، غم ناکامی و حسرت

که عبث زاده‌ام و مهر ببايد به دهانم

دانم ای دل که بهاران بود و موسم عشرت

من پربسته چه سازم که پريدن نتوانم

گرچه ديری است خموشم، نرود نغمه ز يادم

زان که هر لحظه به نجوا سخن از دل برهانم

باد آن روز گرامی که قفس را بشگافم

سر برون آرم از اين عزلت و مستانه بخوانم

من نه آن بيد ضعيفم که ز هر باد بلرزمپ

دخت افغانم و برجاست که دايم به فغانم

 

 

÷÷

 

بیا که بار دگر گل به بار می‌آید

بیار باده که بوی بهار می‌آید

 

هزار غم ز تو دارم به دل، بیا ای گل

که گل شکفته و بانگ هزار می‌آید

 

طرب میانه خوش نیست با منش چه کنم

خوشا غم تو که با ما کنار می‌آید

 

نه من ز داغ تو ای گل به خون نشستم و بس

که لاله هم به چمن داغدار می‌آید

 

÷÷÷

 

وقتِ آنست که مردم رَهِ صحرا گیرند

خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین شد

سعدی

 

درون خانه خزان و بهار یکرنگ است

ز خویش خیمه برون زن، بهار را دریاب

صائب تبریزی

 

شبنم در این بهار، دلیلِ نشاط نیست

صبحی ست کز وداعِ چمن گریه می‌کند

بیدل دهلوی

 

 

این سان که با هوای تو در خویش رفته‌ام

گویی بهار در نفسِ مهربانِ توست

حسین م

وقت   آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی

ای سرانگشت تو آغاز گل افشانی‌ها

قیصر امین‌پور

 

ای بهارِ مهربان! در مسیرِ کاروان

گل بپاش و گل بپاش، گل بکار و گل بکار

علیرضا قزوه

 

بوی مطبوعِ گل و منظره‌ای رو به بهار

پنجره پشت ِ خودش یک من و تو کم دارد

علیرضا صادقی

نهال بودم و در حسرتِ بهار! ولی

درخت می‌شوم و شوق برگ و بارم نیست

فاضل نظری

 

چنان که یخ زده تقویم‌ها اگر هر روز

هزار بار بیاید بهار، کافی نیست

فاضل نظری

 

 

 

خانه از بوی بهار و پَر ِ پروانه پُر است

به گمانم گره از روسری‌ات وا کردی

محمدرضا وحیدزاده

 

 

 

چرا تو جلوه سازِ این بهار من نمی‌شوی؟

چه بوده این گناهِ من که یار من نمی‌شوی؟

حسین معینی کرمانشاه

 

بهار گلدان ِ پشت ِ پنجره را سبز کرده است

بی تو بهار آن طرف شیشه مانده است

 

 

من منطقــي چــو منطق قرآن نديده ام
ارزنــده تــر ز گفــتــه يــزدان نــديــده ام
هرگز سخن نگفت كسي چون خدا بلي
يــك آيــه همچــو آيــه قــرآن نــديــده ام
در بــيــن رهــبــــران پــيــام آوران حــق
چون مصطفي به عالم امكــان نـديده ام
از احــمد است عتـرت و قرآن ميان خلق
بــهتــر از ايــن دو رهبــر ايمــان نديده ام
در فهم و درك معــني قــرآن بــه روزگار
چون مصطفي علي شه مردان نديده ام
نــاصــر چيــان بــجوي ز قــرآن ره نـجات
بــه زيـن كتاب رهبــر انســان نــديــده ا

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین ۱۳۹۸ساعت 14:49  توسط "حمیدی" | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
الهی تو آن کن که پایان کار - تو خوشنود باشی و ما رستگار
الهی نور تو چراغ معرفت بیفروخت دل من افزونی است گواهی تو ترجمانی من بکردند ندأ من افزونی است قروب تو چـــراغ وجد بیفروخت همت من افزونی است بود تو کار من راست کـــرد بود تو من افزونی است.



نوشته های پیشین
آذر ۱۴۰۱
فروردین ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
شاعران قدیمی و معروف افغان
فعالیت های نهاد اجتماعی جوانان ولسوالی قادس
فعالیتهای ثبات اداره ولسوالی قادس
معرفی ولایت بادغیس و السوالی ها آن
(1) اشعاری گرانبهای از خانم حنظله (بادغیسی)
(2) شعاری ازمولانا سید نعمت الله محوی (بادغیسی)
(3) شعرهای از عبدالعزیز نازک شاعر بادغیسی
(4) اشعاری عبدالمومن عاطفی(بادغیسی)
(5) قطعه شعری از ارفاق(بادغیسی)
(6) اشعاری از رحمت الله(بادغیسی)
(7) اشعاری زیبای از آقای زریر شاعری بادغیسی
(8) اشعاری از مرحوم مولانا عبدالقادر درزئی بادغیسی
(9) نقیب "آروین"
(10) رحمت الله راستین شاعر جوان بادغیسی:
(11) شاعر جوان (داود امین )
(13) الحاج سيد بسم الله (بسمل))
(14) مرحوم ابوبکر (محزون)
(15) مولوی محمد (ضاجر)جوندی
(16) بی بی سمنبوی بادغیسی
(17) محترمه عزیزه عنایت بادغیسی
(18) محمد ميرويس (پوه مل)
(19) شاعرجوان محمدیوسف صمیم بادغیسی
مطالب معلوماتی ازیاهو مسنجر و فیس بوک
پیوندها
رهروان حنظله ای بادغیسی
آمــــــــوی خـــــروشــــــــان
آینـــــدهء نویــــــــــــــــــــــــن
دوســتــانـــــه
علمی ،فرهنگی، اجتماعی، و ادبی

آمارگیر وبلاگ

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM