در مورد شاعران بادغیسی از این وبلاگ بدانید.

ببارد اشک چشمم قطره قطره

هوایت را کند مست از غزل تا

شوم زنبور باید بر لب ِ تو

کنم توصیف طعمش را عسل تا

 

بهارینه تعارف شعر رنگین

حضور روشنت بسیار کردم

به دست کم گرفتی کم اگر چه

من اما بار ها تکرار کردم

 

میان باور و احساس سبزم

شناور تا شدم در چشم هایت

شبیه موج ها رفتی و جا ماند

به شنزار  ِ دل ِ من رد ّ پایت

-----------------------------------------------------------------------


هزاران چشم مست از نو بسازی

دل عاشق پرست از نو بسازی

جهان فاسد شده بیحد خدا یا

چه بهتر هر چه هست از نو بسازی

***

خزان آلوده بی همدرد شاعر
همیشه در هجوم زرد شاعر
قلم،سیگار و کاغذ روی دستش
تمام زندگی ولگرد شاعر

***

کسی حجم شعورم را قدم زد
تمام شعر هایم را قلم زد
الفبای جنون را در ردیفش
نوشت و خوشه هایش را بهم زد....
***

جنون تنپوش یکدیگر بگیریم
لب ِ گلنوش یکدیگر بگیریم
به پایان جهان چیزی نمانده
بیا آغوش یکدیگر بگیریم

-----------------------------------------------------------


بهار عشق را از سر بگیریم
چرا در چنگ نفرت ها اسیریم؟
تمام زندگی مدیون عشق است
بیا با شوق و سرمستی بمیریم


2

درفش دلفریب کاویانی
نماد فروهر شد جاودانی
اوستا می وزد زرتشت چشمت
خراسان سرزمین باستانی

۳

چه دلکش می وزی در شعر هایم

سیاووش می وزی در شعر هایم

تو از جنس همان "سودابه" هستی...

که آتش می وزی در شعر هایم؟!

۴

جنون...هذیان و تب...لطفن بفرما

شراب و شعر و شب...لطفن بفرما

تعارف کن دو چشمت را به من با

کمی آغوش و لب ...لطفن بفرما

-----------------------------------------------------------------

شراب و مزه و ساغر بگیریم
کمی آغوش یکدیگر بگیریم
میان لحظه های سبز و خوشبو
بیا ماه عسل از سر بگیریم
//
شبی در موج گیسویت بمیرم
کنار برکه ی رویت بمیرم
بنوشم شوکران از داغ لبهات
بزیر تاق ابرویت بمیرم
//
طریق و رسم عیاری نویسیم
قرار و وعده ی یاری نویسیم
به خون دل به یکدیگر عزیزم
بیا عهد وفاداری نویسیم
//
ستاره می وزد شامی بگیریم
شراب و لذت جامی بگیریم
اگر یک لحظه هم باقیست دنیا
بیا از زندگی کامی بگیریم
//
چه فرقی میکند بد نام باشیم
و یا غرق شراب و جام باشیم
برای چیدن گلهای خورشید
بیا با آینه همگام باشیم

--------------------

۱....

شلال موی پیچانت ببوسم
سفیدی برف دندانت ببوسم
لبانت جلوه ی سرخ شقایق
گلابي در گریبانت ببوسم

۲....

بزن خط برلبت کز سر نویسم در آغاز غزل دلبر نویسم میان برکه ی آرام چشمت
ترا از جنس نیلوفر نویسم

۳...

هواتاریک شد تا گم ببینیم
به دور از دیده ی مردم ببینیم
تو با آن چادر گل دار پاکت
بیا تا شورش گندم ببینیم

۴...خدا انِگار کفتر آفریده
قشنگ از پای تا سر آفریده
میان هر چه آدم هست اصلن:
تو را از جنس دیگر آفریده

--------------........

زمستان بی پناهی گریه میکرد
برهنه زخم پايی گریه میکرد
کنار سفره ی خالی نشسته
یتیمی بینوایی گریه می کرد

۲.....

کبوتر بی پر و پرواز گردید
شبان با گرگ هم آواز گردید
جنون و مستی انگور خشکید
که خم با پاسبان همراز گردید


۳.....


برای پیکر خونین گنجشک
بخوان مرثیه ی تدفین گنجشک
گرسنه جوجه ها در انتظار اند
میان لانه ی چوبین گنجشک

۴......

دل گندم برایش گریه می کرد
تک وتنهابه پایش گریه می کرد
به خاک افتاد تا گنجشک مظلوم
مترسک همصدایش گریه می کرد

--------------------------------------------------------------


دروود به دوستان عزیزم....

 

فقط در دام کابوسیم پر درد
اسیر ننگ و ناموسیم پر درد
میان ِ شعله های غم نشسته
ترنم هاي ققنوسیم پر درد

****

دو چشم تیره ی خونریز داری
دل بی رحم چون چنگیز داری
به سوی دشت های پر شقایق
هجوم فتنه ی پائیز داری

****

زمان آلود ه ی یک جنگ سخت ست
جهنم می وزد دلها کرخت ست
به جاي سهره و قمری دریغا:کلاغ شوم بر دوش درخت ست

----------------------------------------------------------

---------------------------------------------


------------------------------------------


+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 12:6  توسط "حمیدی" | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
الهی تو آن کن که پایان کار - تو خوشنود باشی و ما رستگار
الهی نور تو چراغ معرفت بیفروخت دل من افزونی است گواهی تو ترجمانی من بکردند ندأ من افزونی است قروب تو چـــراغ وجد بیفروخت همت من افزونی است بود تو کار من راست کـــرد بود تو من افزونی است.



نوشته های پیشین
آذر ۱۴۰۱
فروردین ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
شاعران قدیمی و معروف افغان
فعالیت های نهاد اجتماعی جوانان ولسوالی قادس
فعالیتهای ثبات اداره ولسوالی قادس
معرفی ولایت بادغیس و السوالی ها آن
(1) اشعاری گرانبهای از خانم حنظله (بادغیسی)
(2) شعاری ازمولانا سید نعمت الله محوی (بادغیسی)
(3) شعرهای از عبدالعزیز نازک شاعر بادغیسی
(4) اشعاری عبدالمومن عاطفی(بادغیسی)
(5) قطعه شعری از ارفاق(بادغیسی)
(6) اشعاری از رحمت الله(بادغیسی)
(7) اشعاری زیبای از آقای زریر شاعری بادغیسی
(8) اشعاری از مرحوم مولانا عبدالقادر درزئی بادغیسی
(9) نقیب "آروین"
(10) رحمت الله راستین شاعر جوان بادغیسی:
(11) شاعر جوان (داود امین )
(13) الحاج سيد بسم الله (بسمل))
(14) مرحوم ابوبکر (محزون)
(15) مولوی محمد (ضاجر)جوندی
(16) بی بی سمنبوی بادغیسی
(17) محترمه عزیزه عنایت بادغیسی
(18) محمد ميرويس (پوه مل)
(19) شاعرجوان محمدیوسف صمیم بادغیسی
مطالب معلوماتی ازیاهو مسنجر و فیس بوک
پیوندها
رهروان حنظله ای بادغیسی
آمــــــــوی خـــــروشــــــــان
آینـــــدهء نویــــــــــــــــــــــــن
دوســتــانـــــه
علمی ،فرهنگی، اجتماعی، و ادبی

آمارگیر وبلاگ

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM