در مورد شاعران بادغیسی از این وبلاگ بدانید.

«درلسان عربي تبحرداشت .... ازسبك فارسي ايران، افغان وهندوستان وهم ما ورالنهر خيلي واقف بود.»(3)       
در يك سخن قاري عبدالله نخبه ترين شخصيت علمي وادبي منطقه بود. مصداق اين ادعا همان سخنيست كه ملك الشعرابهار درمجمعي از دانشمندان وادبيان ايران اظهارداشت.در روزگاري كه ملك الشعرا قاري عبدالله مدير مسوول مجله كابل بود اين مجله به كشور هاي  همجوار ازجمله ايران فرستاده مي شد، روزي ملك الشعرابهار درحالي كه مجله كابل را در دست داشت وآنرا به اديبان ودانشمندان محفل نشان  مي داد گفت:
ماهمين اكنون درايران مجله اي به گونه «كابل » كه شخيصتي چون قاري عبد الله آنرا مديريت مي نمايد نداريم .(4)   
بجاست كه درباره او گفته اند :
قاري واپسين شمع انجمن ادب ودانش باستان ويكي از نماينده هاي سبك شعراي متوسطين ومتاخرين آسياي وسطي درين كشور بوده است.. درعرصه ۲۰۰ سال كه دوره فترت علمي وادبي افغانستان بوده ، در سرايش به اسلوب متاخرين، هيچكس به پايه او نرسيده است.(5)  
 قاري عبدالله درسال 1288 قمري برابر با 1247 خورشيدي درشهر كابل زاده شد پدرش حافظ قطب الدين وپدر بزرگش حافظ محمدغوث از دانشمندان روزگار خود بودند . قاري عبدالله علوم روز را از پدر واستادان ديگر  از جمله حافظ جي صاحب وردك كه نحوي بزرگ كشور بود، آموخت، حافظ قرآن گرديد، ادبيات عرب فراگرفت، فقه منطق كلام وحكمت قديم را از خود كرد واستاد خط نسعيلق شد.
قاري در 20سالگي باعلم وفضل واخلاق خويش شهرتي به هم رسانيد، مشاور وامام حبيب الله  وليعهد امير عبد الرحمن خان  گرديد، كه درسفر وحضر با او مي بود. وقتي حبيب الله، امير شد، قاري را مربي علمي وادبي فرزند خود ساخت. درعهد نادرخان درحالي كه متقاعد گرديده بود، تدريس وآموزش ظاهرخان را كه هنوز شاهزار بود به دوش گرفت .
 قاري در بيرون از كشور هاي سفرهاي داشته كه به يقين دراحساس وانديشه او موثر بوده است. درسال  1280  با معين السلطنه فرزند امير حبيب الله به هندوستان سفرنمود در  1298 شمسي وقتي اميرحبيب الله  شهيد شد،بازهم قاري بامعين السلطنه در باسول هندوستان بود. چندماه زمستان را آنجا توقف داشت، كه خوب ترين اشعار عاشقانه اش را در آنجا سروده است .درسال1310 شمسي  با وزير دربار به سفر حج رفت.سفرنامه حج  را با تاريخ وجغرافيايي عربستان وتاريخ بناي كعبه به خط خود نوشت كه به قول گويا اعتمادي نزد ايشان موجود است.
 وظايف دولتي : قاري از نخستين آموزگاران مكاتب جديد درافغانستان است.در روزگار اميرحبيب الله  مكتب حبيبيه دركابل ايجاد گرديد. در آن مكتب دركنار استادان هندي قاري عبدالله به وظيفه معلمي گماشته شد، از آن روزگار تاعهد نادرخان بيش از 40 سال وظيفه معلمي را در مكتب حبيبه، مكتب حربيه سراجيه ومدارس عالي ديگر ادامه داد . درخلال همين دوره، مدتي در دارالتاليف وزارت معارف مصروف تاليف وتصحيح كتب براي معارف شد بعد از باز تشنگي درعهد نادرخان عضو انجمن ادبي كابل گرديد.درسال 1317 شمسي به پاس خدمات 40ساله اش درمعارف، نشان درجه دوم معارف را دريافت كرد. درسه سال هاي اخير عمر علاوه برعضويت انجمن وكار هاي دايره المعارف مشاور شرعي وعلمي رياست مستقل مطبوعات نيز بود .
قاري عبد الله وشعر: قاري نخستين قصيده خود را درسال 1309 قمري= 1269 شمسي سرود.قصيده مشهور ديگري را درسال 1314 =1276 شمسي زماني كه امير عبدالرحمن لقب ضيا الملت والدين را دريافت، سرود. قاري كه اندوخته بزرگ علمي راهمراه با رقت القلب ودقت نظر با خويش داشت، در سرايش سرآمد همگان گرديد.در 1311 مجله كابل اين مطلع ازقصيده فرخي سيستاني رابه افتراح گذاشت:
تاپرند نيلگون بر روي پوشد مرغزار    پرنيان هفت رنگ اندرسرآرد کوهسار
شعر قاري جايزه اول را گرفت. در سال 1312 شمسي مجله كابل، بمناسبت بهار افتراحي را طرح كرد كه سروده قاري جايزه اول راهمراه بالقب ملك الشعرا برايش ارمغان آورد.
قصيده قاري در مرثيه اقبال او را در ديار هند شهير ساخت كه سروده بود:
افتاد گوهري زكف دهر روي خاك       بيچاره  دهربين كه براو اين زيان برفت
ازدست مفت دامن اقبال داده اي       شر مي كن اي زمانه زدستت چسان برفت
درسال 1313، مثنوي غراي قاري عبدالله،  درهزاره فردوسي عظمت قاري را درايران تسجيل كرد. ابياتي از آنرا به خوانش مي گيريم :
حكيم زبردست داناي طوس         بنامش سخن مي زند طبل وكوس
اديب   سخن پرور    فارسي        كه بكشود به ما   در  فارسي
زطبعش سخن رونق تازه رفت     زبان دري قدر واندازه يافت(6)
نگرشي برترتيب قصايد درديوان قاري كه درسال 1343 ازسوي وزارت معارف وقت چاپ گرديده نشان مي دهد، كه هنوز سروده ها وقصايدي بايدبيرون از ديوان وجود داشته باشد .
قصايدي درمدح امير عبد الرحمن ، حبيب الله، سردار نصرالله، نادرخان، ظاهرشاه، سردار عزيزالله خان، فتح كابل وغيره وجود دارد ، اما از امان الله خان كه ده سال شاه بود حرفي درميان نيست، به يقين كه قصايدي درمدح اونيز وجود داشته كه نظر به سياست وقت ازچاپ بازمانده است البته درمواردي  سروده هاي آمده است، كه از آن مذمت امان الله خان وحبيب الله خان كلكاني اسنتباط ميگردد :
شه را چوكرد سير فرنگ انقلاب خواه          شنوار برعليه حكومت مداكشيد
از   دستبرد  حادثه  پامال  شد  وطن           چون بچه سقا به امارت لواكشيد(7)
قصيده قاري که درسال 1311  جايزه اول را گرفت درآن، مطلع قصيده فرخي  با مضمون ،فتح كابل ورهايي وطن به آزمون گذاشته شده بود .درآن قصيده نيز قاري بيان سياسي دارد در محكوميت حبيب الله كلكاني وحضور نادرخان
درقدوم حاصل زرخيز ميزان مي سزد       گر نهد  شبو  طلاي  خود بكف بهرنثار
رسم تعظمي بجاگويي درختان ميكنند      كاين چنين درهردو سوي جاده صف بسته قطار
گويي از سمت جنوبي ميوزد باد ظفر        ميرساند مژه گاني از قدوم شهربار
بهر فتح شهر كابل شاه افغان مي رسد        در ركابش نصر واقبال از يمين از سيار
لشکر او تابكابل هم جلو ريز آمده است     ني به گرديز ش توقف ني بحد شه مزار
از دو سو برقوه سقا هجوم آورشدند         نيمه از چارده ونيمي ازبيني حصار(8)
گذشته ازاين ناگزيري هاي سياسي كه ديوان شاعر راناقص ساخته ويا او را مجبور به سرايش مدحيه هاي نموده، شعر قاري دراوج عذوبت واستوار يست همانگونه كه سرورگويا گفته است .
اي پادشاه فضل كه درنثر ونظم تو        يك لفظ سست ويك سخن مستعار نيست
اماشاعر خود با تواضعي كه دارد سروده هايش را صداي شكستن دل وناله وسرشك ديده مي خواند.
ندارم با    سخن بستن   سروكار          شكست دل صدايي مي كند زار
سرشك ديده  شد   بيت روانم          بود مضمون رنگين چشم خونبار(9)
- ناله چند كرده ام موزون         ني غزل ني قصيده دارم
- خوش انجمني  بزم سخن   بود وليكن      ديرآمده قاري ودرين دايره جانيست(10)
قاري و سبك هندي : سروده هاي شاعران زبان دري را دريك هزار سال درچارچوپ چهار مكتب به شناسايي مي آرند: مكتب خراسان، عراقي، هندي و دوره بازگشت ادبي .
آن سان كه ديده مي شود قاري عبد الله پايانه سبك هندي وسرآغاز سبك جديد ودوره بازگشت ادبي وساده نويسي رادرافغانستان نمايندگي مي كند .
دانشمندي درين زمينه مي نويسد:″ سبك شاعري هند را بسيار دوست مي داشت ... كلام ميرزا عبدالقادر بيدل، فيضي دكني، غني كشميري، واقف لاهوي، مظهر جان جانان، در طبعيت ومزاج قاري ذوق ووجد ايجاد مي كرد ، تكان مي خورد وسرشک ازديده مي ريخت ″(11)  
استادسلجوقي مي نويسد: درعالم شعرپيرومعتقدومجتهدي بود ازمكتبي كه… من مي توانم اين مكتب را به نام « تناسب وتداعي» يادكنم. نمونه واضحي اين مكتب درديگرمحيط ها وزبانها يافت نشود كه″كليم″نيز ركن مهمي است ازين مكتب سخنوري(12)   
نتنها سروده هايش وقول دانشيان درين زمينه گوياست، كه قاري عبدالله خودنيزازعلايقش به طرز بيدل سخن ميگويد:
چنين كه شيفته طرز بيدلي قاري        كليم اگر نشوي درسخن كمال توچيست(13)
دركشورتحولات مي آيد. باكسب استقلال وتاثيرپذيري ازروند تحولات ادبي درمنطقه گرايش به ساده نويسي رونق ميگيرد ودوره بازگشت ازمضمون آفريني وابهام بافي، به ساده نويسي آغاز مي گردد. قاري نيز به اين روند مي پيوندد. چنانكه خودگفته است:
محيط سبك قديم من ازرواج انداخت       اگر چه   خامه   بسبك  قديم بود  اديب
بلي      محيط    چنين   انقلابها     دارد         هميشه طرز جهان است اين فراز ونشيب(14)
مدون ديوان قاري، پاينده محمد زهري نيز به همين جريان توجه دارد كه مي گويد:  
به  سبك  هند   سخن گفتنش پسندآمد          به رنگ بيدل وصائب غني كليم وكمال
نمود   پيروي از   شيوه كليم   و   سليم           سخن سرودبه اين سبك مدت سي سال
وليك  رنگ   دگريافت   چهره سخنش         دمي كه   مملكت ما   گرفت    استقلال
به نظم ونثرطريق سليس و   ساده گرفت        به جزدمي كه  ز سبكي   نموده استقبال(15)
قاري عبدالله دربيان، شناخت ونقد شعر درسبك هندي ازاستادان مسلم روزگاربود. درين زمينه رساله او زيرعنوان محاكمه بين خان آرزو و صهبايي برهان مدعاست:
سراج الدين علي خان آرزو، درنقد شعرمحمدعلي حزين لاهيجي، رساله «تنبيه الغافلين في الاعتراض علي اشعارالحزين» رانوشت. سالها بعدازاو امام قلي صهبايي، دردفاغ ازحزين «قول فيصل» رانگاشت. بعدازآن قاري عبدالله بانگارش «محاكمه بين خان آرزو وصهبايي»، ديدگاه هاي هردوطرف رابه نقد كشيد، كه بيانيست ازقدرت و احاطه حضرت قاري عبدالله درنقد شعرهندي كه تاهنوز همتايش رانداريم.
قاري عبدالله وعرفان: درشناخت عرفان قاري، آثار مذكور همراه بايادكرد وچشم ديدهاي ياران ومصاحبانش، دومنبع موثق اند. بررسي عرفان قاري ازخلال آثارش راكه بحث گسترده است مي گذاريم درگفتارجداگانه واينجا ازاقوال همروزگارانش ودانشمندان، موضوع رابه شناسايي مي آريم.
 استاد حيدري وجودي عقيده دارد كه قاري عبدالله درطريقه نقشبنديه خليفه بود.
 استاد صلاح الدين سلجوقي مي گويد: قاري به عرفان توجه كرد وفصوص الحكم شيخ محي الدين ابن عربي را ترجمه نمود .(16)            
درجاي ديگر ضمن يادكرد ازمكتب هندي تذكار مي دهد:
 (قاري)با تكيه برعرفان اين مكتب راازظاهرپرستي وتناسبات لفظي ومعنوي به حقايق معنوي واوج مثالي مابعدالطبيعي آن ارتقا داد.  (17) 
فيض محمدزكريا يادآور مي شود: "قاري ازاوليا خداوندمتعال وبه همه معني باحال وقال بود."(18)
 زهدوتقوي قاري ازاين نكته نيز هويدا ميگردد: زماني كه فهرست آثار خودرا به رياست نشرات ميدهد، يادآورمي شود: … واكثر اين آثار دراوقات غيررسمي به كتابت رسيده است.(19) 
اين نشان ميدهد، كه ازنهايت تقوي دروقت رسمي كارشخصي را انجام نمي داده است.
وآن سخن سرورگويانيز ميتواند برهان گرايش ناب عرفاني قاري باشد كه مي نويسد:
قاري داراي رقت قلب واحساسات رقيق بود. هرسخن حكميانه، هرنثرزيبا، هركلام آسماني وهرشعرلطيف ومعنوي سرشك ازچشمانش جاري مي ساخت كه درك مي شدازعالم علوي سهم وحصه وافري دارد. (20)    
 ازهمينجاست كه دراخلاق وصفات اونوشته اند: ازسيماي اوعجزوانكسار، تواضع وفروتني، ديانت وتقوي، حياوآزرم مي ريخت.(21)    
آثار وآفريده هاي ملک الشعرا قاري عبدالله
ملك الشعرا قاري عبدالله به قول گويااعتمادي، ازسابقه دارترين ،پركارترين وصميمي ترين خدمتگاران معارف نوين ومطبوعات درافغانستان بودو معارف نوين باخدمات او آغازگشته است ،فردي بود كم خور ،كم خواب ،كم حرف وپركار. بادستان لرزان خودمي نوشت اين دانشي مردبزرگ شاعر وعارف ارجمند افغانستان بالاخره در ثور ۱۳۲۲ شمسي بعد اازعمري خدمت فرهنگي وعلمي دركابل پدرود هستي گفت .واما آثار پربها، فراوان وارجمندي رابه ميراث گذاشت كه جاودانگي اش رامسجل مي سازد.
 قاري در۵۵ سال حيا ت علمي ،باوجود پيکر زار وناتوان وقواي ازدست رفته، باوجود تعليم وتدريس درمكاتب ومدارس عالي فراوان آثار راآفريد .خودش مي گفت:
« غذاي روح وقوت حيات من مطالعه ونوشتن است بدون نوشتن فشار زندگي و سنگيني وقت مرا اذيت مي كند».
 ازملك الشعرا قار ي عبدالله اين آثار برجامانده است، كه به ترتيب توالي زماني معرفي مي گردد:
ديوان اشعار كه عبارت است از سفينه غزل که  در ۱۳۰۲ درلاهور چاپ شد
فارسي براي صنف سوم ابتداييه ۱۳۰۲
فارسي براي صنف چهارم ابتداييه ۱۳۰۲
منتخبات ادبيه براي صنف اول رشديه ۱۳۰۳
يك قسمت مصاحبه اخلاقي براي رشديه دوم ۱۳۰۳
كليد صرف عربي براي صنف رشديه اول ۱۳۰۵
كتب املاو اصول تنقيط براي ابتداييه چهارم ۱۳۰۵
كتاب انشا براي ابتداييه چهارم سال ۱۳۰۵
صرف ونحو براي رشديه دوم ۱۳۰۵
صرف ونحو براي رشديه اول ۱۳۰۵
دويان اشعار به قلم خودش دردوجلد دركتابخانه معارف موجود است.
صرف ونحو براي استفاده عموم ۱۳۰۵
قرائت فارسي براي ابتداييه پنجم ۱۳۰۶
قرائت فارسي براي رشديه اول ۱۳۰۷
ادبيات براي صنف سوم رشديه ۱۳۰۷
تاريخ ادبيات عرب براي اعداديه اول ودوم ۱۳۰۷
يك قسمت قواعد ادبيه براي رشديه سوم ۱۳۰۹
المنهج الجديد براي استفاده معلمين ۱۳۱۰
تاريخ ادبيات براي اعداديه دوم وسوم ۱۳۱۹
كتاب قرائت درسي ازصنف اول تاپنجم براي نسوان
تذكره شعراي معاصر نسخه قلمي
روات وفقه هاي افغانستان نشردور دوم ،سوم ، چهارم مجله كابل
 سيرت نبوي دوره ششم وهفتم مجله كابل
 ترجمه مغازي امام واقدي نسخه قلمي كه به كتابخانه رياست مستقل مطبوعات اهداكرد.
 ترجمه منطق امام غزالي كه در۱۳۲۱ جايزه مطبوعاتي راگرفت
تاليف وتدوين يك قسمت اعلي براي دايره المعارف
 مفتاح الصرف براي شاگردان مكتب حبيبيه سراجيه طبع ۱۳۳۳
مفتاح النحو ۱۳۳۳.
 سراج الصرف ترجمه ازكتاب اردوي حافظ عبدالرحمن پاكستاني ۱۳۳۰(نسخه قلمي)
مجموعه خطبه ها، نسخه قلمي كه درروزهاي عيد وجمعه دروقت نماز خوانده مي شد،.
منتخب غزليات براي ظاهرشاه . نسخه قلمي
متخب غزليات وبرخي قطعات براي ايدن وزيرخارجه انگليس ( نسخه قلمي)
منتخب غزليات براي سردارنعيم خان
 ترجمه سخندان فارس ازمولانا محمد حسين آزاد
ترجمه اشهر مشاهير ادباي شرق(قلمي)
محاكمه بين خان آرزو وقول فيصل صهابي(قلمي)
محاكمه بين گويا وعالمشاهي(قلمي)
تاريخ وجغرافياي افغانستان( قلمي)
ترجمه رساله الفيه شيخ محمود حسن ۱۳۳۴
 تصبيح وتنقيح دواوين شعرا ونسخه هاي خطي كه به گونه قلمي وجود دارد.
 قصايذ، غزليات ، ترجيعات، مسدسات، قطعات ورباعيات ومكتوبات قاري به خط زيبا جداجدا تدوين شده كه بايد چاپ  گردد. مقالات ومنظومات وي در مجموعه ۱۳سالهكابل وآئينه عرفان وساير مجلات مندرج است. درفهرست مقالات خودكه درسال ۱32۱ به شعبه نشرات سپرده به خط خودنوشته است.
«آثار قلمي اين عاجز بايد از۲۰۰ مقاله تجاوز كند هرگاه مفازي واقدي حساب شود ازهزارهم بيشترميشود واكثر اين آثار دراوقات غيررسمي به كتابت رسيده. مسوده هاي اين عاجز احتياج به كاتب ندارد كه پاك نويسي كند بلكه كاتب نمي تواند كه چنين بنويسد.
نمونه كلام قاري:ازملک الشعرا قاري عبدالله درکنار تاليف کتابهاي علمي و آموزشي ،آثارهنري وادبي نابي  درشعر ، نثرونقد شعر برجا مانده است که نمود ها ي ازآن ارائه مي گردد:
اي ازچمن صنع تويك غنچه دهانها چون  سبزه   به گلزار  ثناي توزبانها
ازچشمه  الطاف تو جاريست هميشه  در  جوي  شراين بدن  آب روانها
 هركس به زباني شده گوياي ثنايت  هرچند ثناي  تو نگنجد  به   زبانها
 انديشه درادراك جلالت نبرد پي  اي كنه  جلال تو  مبرا  ز گمانها
 صنع توچه قدرت اثري كرد كه بسته است شيرازه اوراق وجود ازرگ جانها
عشاق توروسرخ ازين چهره زردند  اينجاست كه سرجوش بهارست خزانها
ازمشعل داغ انجمن افروز خيالند  دربزم تمناي تواين سوخته جانها
آه جگرخسته دلان توقبول است   خوش مي رسد اين تيرهوايي بنشانها
 محو هوس نام ونشان چند توان بود  قاري به جزازنام ديگرچيست نشانها  (22)           
--#####
بسكه ازخودبرده شوق روي يارآئينه را  غير حيرت نيست چيزي كاروبارآئينه را
گربود شرين مذاق لعل جانبخشت چنين   مي كند   لب تشنه بوس وكنارآيينه ر
گرچه موج آب رازنجيزكردن مشكلست  ميكند   زنجير   زلف    تابدار    آيينه را
صبح ازيك پرتو خورشيدازخودميرود  جلوه حسنت زكف برد  اختيار آيينه را    (23)              
نمونه نثرملک الشعرا قاري عبدالله: مكتوب
جواب نامه جانسوز شكوه تاكانرا  بدست برق بده گر صبانمي آرد
قبله آرزووكعبه جستجوي من! سجده ريزي جبين نياز، قبول آن كف پاباد.
 عمريست درعالم خيال، مردم ديده مشتاق جبين سايي است وطفل سرشك، بيقرار سجده فرسايي. دل خون شده را شوق  رو دركف پا مالدين است وجان ناتوان را تمناي ازگريبان نقش قدمي سركشيدن. ازحسرت بوسه بردست قاتل زدن، آب از دهان زخم مي رود وازشوق فرق بپاي يارسودن، چشم داغ مي پرد.…(24)    
 نمونه نقدشعرازقلم قاري عبدالله: محاكمه بين خان آرزو وصهابي درشعر شيخ محمدعلي حزين لاهيجي:
شيخ:    هرسرموي من است اين كه بميدان عشق سينه به نشتردهد، دشنه فولاد را
خان آرزو: درميدان به نشتر كارفرمودن ازمخترعات است. پس صواب خنجر است بجاي  نشتر
صهابي: نشتر آله زخم است درمحل فصد وغيران هردو، نظيري گويد:
به هركس مي نشينم نشتري درآستين دارد  پي آسود نم يك ياربي آزاربايستي
قاري: چون دشنه مرادف خنجراست اصلاح خان بجانيست وجواب صهابي هم سست است.بهتربود مي گفت: نشتردرين بين بمعني نيش است ومرادازان دم دشنه است تافي الجمله عذرازطرف شيخ مي شد     (25) 
پانويس ها :
-ديوان ملک الشعرا قاري عبدالله ، به کوشش پاينده محمد زهير و...، نشر وزارت معارف ، 1334، ص14
2-ديوان ص 4
3-ديوان ص 8
4-نقل ازحيدري وجودي
5- سرورگويا اعتمادي مقدمه ديوان قاري ص 15
6-ديوان ص 315
7-(ديوان ص 398
8- ديوان ص 221
9- ديوان ص 23
10-  ديوان ص 22
11-( فيض محمد زکريا تقريظ بر ديوان قاري ص8)
12-(ديوان ص 5)
13-(ديوان ص ۲)
14-( ديوان ص۲
15-( ديوان  ص۲ )
16- ديوان ص ۴
17- ديوان ص ۵
18-ديوان ص 8
19- ديوان ص ۱۹
20- (ديوان ص ۱۶  مقدمه  سرورگويا.)
21-( ديوان ص ۱۴سرورگويا اعتمادي )
22- ديوان ۲۴ ص
23-ديوان ص 25
24-(ديوان   ص ۴۳۶)
25-(  ديوان ص 469)

برگرفته از پیام مجاهد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 15:26  توسط "حمیدی" | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
الهی تو آن کن که پایان کار - تو خوشنود باشی و ما رستگار
الهی نور تو چراغ معرفت بیفروخت دل من افزونی است گواهی تو ترجمانی من بکردند ندأ من افزونی است قروب تو چـــراغ وجد بیفروخت همت من افزونی است بود تو کار من راست کـــرد بود تو من افزونی است.



نوشته های پیشین
آذر ۱۴۰۱
فروردین ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
شاعران قدیمی و معروف افغان
فعالیت های نهاد اجتماعی جوانان ولسوالی قادس
فعالیتهای ثبات اداره ولسوالی قادس
معرفی ولایت بادغیس و السوالی ها آن
(1) اشعاری گرانبهای از خانم حنظله (بادغیسی)
(2) شعاری ازمولانا سید نعمت الله محوی (بادغیسی)
(3) شعرهای از عبدالعزیز نازک شاعر بادغیسی
(4) اشعاری عبدالمومن عاطفی(بادغیسی)
(5) قطعه شعری از ارفاق(بادغیسی)
(6) اشعاری از رحمت الله(بادغیسی)
(7) اشعاری زیبای از آقای زریر شاعری بادغیسی
(8) اشعاری از مرحوم مولانا عبدالقادر درزئی بادغیسی
(9) نقیب "آروین"
(10) رحمت الله راستین شاعر جوان بادغیسی:
(11) شاعر جوان (داود امین )
(13) الحاج سيد بسم الله (بسمل))
(14) مرحوم ابوبکر (محزون)
(15) مولوی محمد (ضاجر)جوندی
(16) بی بی سمنبوی بادغیسی
(17) محترمه عزیزه عنایت بادغیسی
(18) محمد ميرويس (پوه مل)
(19) شاعرجوان محمدیوسف صمیم بادغیسی
مطالب معلوماتی ازیاهو مسنجر و فیس بوک
پیوندها
رهروان حنظله ای بادغیسی
آمــــــــوی خـــــروشــــــــان
آینـــــدهء نویــــــــــــــــــــــــن
دوســتــانـــــه
علمی ،فرهنگی، اجتماعی، و ادبی

آمارگیر وبلاگ

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM