![]() |
![]() |
|
| در مورد شاعران بادغیسی از این وبلاگ بدانید. |
|
بیگانگان سهم
بس موثر را بر عهده داشت و بلاخره به تاریخ چهاردهم اردبیهشت
1366 هه . ش دریکی
لیاقت در
وزارت مالیه به
صفت منشی مخصوص و بعداً به حیث مستوفی ولایت مزار شریف مقر گردیدند و
نیز برای مدتی به صفت حاکم مزار شریف اجراء وظیفه نمود. مدت سیزده سال
در
دفتر صدارت کار کردند . به اثر مخالفت های سیاسی چهار سال از عمر گرانبهای
خویش را در تبعید و حبس سپری کرد و بعد از رهایی به صفت معاون پوهنتون
کابل منصوب گردید و بعداً به مناصب متعدد از جمله رئیس مستقل مطبوعات
افغانستان و مشاور مطبوعاتی اعلیحضرت محمد ظاهر شاه ووکیل در پارلمان و
برای مدتی هم به عنوان سفیر افغانستان در عراق و عربستان انجام وظیفه کرد.
پس از سرنگونی حکومت محمد داود خان به دست کمونیست ها
به اجبار ترک وطن کرد و مدتی کوتاه در نیوجرسی ایالات متحده امریکا به سر
برد و در سال های اخر عمر به پاکستان آمد و در کنار هموطنان آواره اش برای
رهایی سرزمین مالوفش افغانستان تلاش کرد و در رساندن فریاد
دادخواهیی انان به گوش جهانیان و نجات افغانستان از استیلای بیگانگان سهم
بس موثر را بر عهده داشت و بلاخره به تاریخ چهاردهم اردبیهشت
1366 هه . ش دریکی از شفاخانه های اسلام اباد
پاکستان با دلی مملو از درد وطن این جهان فانی را وداع گفته و
در میان آواره گان افغانی در پشاور به خاک سپرده شد.
بر آرامگاهش این بیت وی حک گردیده است. ای وطندار مبارک پی اگــــر اینجا رسی جز خدا و جز وطن چیزی میاور برزبان
ندای پیامبر یتیمــــی در دمنـــــــدی بینوایــــی بر آورد از دل صحــــرا صدایـــــی منه زنهار از کف شمـــــع امیـــــد اگر خواهی رسی روزی به جایـــی نیاز الهی ! اشک چشمی، سوز آهــــی فروزان خاطری، روشن نگاهــــی زهرسو بسته شــــــــد درهای امید کلیدی ، رخنه ئی ، راهی پناهــــی آزادی ای کوه فلک سای سر افراز بلنــــــد تاچند به نخوت و بلندی خرسنـــــــد من طایـــــــــر کوچکم ولــــــی آزادم من برسر گل رقصم و تو پای به بند ملت واحد ما ملت واحدیم با هـــــم یکســــــان انباز بدرد و رنــج در طول زمـــــان هرکس که اشاره کرد انگشتش بـــــــر کان ازبک و این هزاره آن است افغان شهرت طلبی شهرت طلبی بی هنری دونـــی چند کردند جهان را به جهنـــــم ماننـــــد صد بار زمین بخون مردم تر شــــد تانام فلان ابــــــن فلان گشت بلنــــد زندگی من برقله کهسار درختی بـــــــــر پاست برشــــاخ درخت آشیانـــــی پیداست غم کوه و درخت زندگانـــی من است برشاخ درخت مرغکی نغمه سراست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 20:33 توسط "حمیدی" |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
الهی تو آن کن که پایان کار - تو خوشنود باشی و ما رستگار
الهی نور تو چراغ معرفت بیفروخت دل من افزونی است گواهی تو ترجمانی من بکردند ندأ من افزونی است قروب تو چـــراغ وجد بیفروخت همت من افزونی است بود تو کار من راست کـــرد بود تو من افزونی است. |
| نوشته های پیشین |
|
آذر ۱۴۰۱ فروردین ۱۳۹۸ اسفند ۱۳۹۶ آذر ۱۳۹۵ تیر ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ |
| پیوندها |
|
رهروان حنظله ای بادغیسی آمــــــــوی خـــــروشــــــــان آینـــــدهء نویــــــــــــــــــــــــن دوســتــانـــــه علمی ،فرهنگی، اجتماعی، و ادبی |
|
RSS
|