در مورد شاعران بادغیسی از این وبلاگ بدانید.

جسمم همه اشك گشت و چشمم بگريست       در عشق تو بي جسم همي بايد زيست

از من اثري نماند اين عشق ز چيست؟         چون من همه معشوق شدم عاشق كيست؟

--------------

از واقعه اي تو را خبر خواهم كرد              وان را به دو حرف مختصر خواهم كرد

با عشق تو در خاك نهان خواهم شد              با مهر تو سر ز خاك بر خواهم كرد 

 

ابوالموید بلخی

قرن 4
شاعر و نویسنده معاصر سامانیان است. نخستین كسی است كه داستان «یوسف و زلیخا» را به نظم كشید. اگرچه از اشعار این منظومه‌ی او چیزی باقی نمانده، در مقدمه آن چنین آمده است:
دو شاعر كه این قصه را گفته‌اند/ به هر جای معروف و ننهفته‌اند
یكی بوالمؤید كه از بلخ بود/ بدانش همی خویشتن را ستود
نخست او بدین در سخن بافتست/ بگفتست چون بانگ دریافتست
از دیگر آثاری كه به او نسبت داده‌اند یكی شاهنامه منثور اوست كه آن را «شاهنامه بزرگ» و «شاهنامه مؤیدی» هم خوانده‌اند. این شاهنامه كتابی در شرح تاریخ و داستانهای ایران قدیم و شامل بسیاری از روایات و داستانهای ایرانیان از پهلوانان و پادشاهان است كه بعداً در دیگر آثار حماسی، از جمله «شاهنامه»ی فردوسی، از آنان سخن گفته شد. قدیم‌ترین كتابی كه از این اثر نام برده «تاریخ بلعمی» است كه خود به تاریخ 352 نوشته شده است.
«گرشاسپنامه» و «اخبار نریمان» نیز از آثار ابوالمؤید بلخی هستند كه شاید هم هر كدام جزئی از شاهنامه‌ی او بوده‌اند.
«عجایب البلدان» اثر دیگر اوست كه در قرن چهارم و اوائل قرن پنجم مشهور بوده و در «تاریخ سیستان» نیز چند بار از آن یاد شده است.

ابوشكور بلخی

قرن 4 ـ متولد 300 یا 303 هجری، بلخ ـ
شاعر و حكیم معاصر سامانیان است. نام دقیق او مشخص نیست و در همه منابع به كنیه‌اش نام برده شده است.
داستان منظومی به نام «آفرین نامه» دارد كه به بحر متقارب و به نام «نوح بن نصر سامانی» در سال 333 یا 336 سروده است، چنان‌كه خود می‌گوید:
مر این داستان كش بگفت از فیال/ ابر سیصد و سی و سه بود سال
و
سرانجام كه آغاز این نامه كرد/ جوان بود چون سی و سه سال مرد
كه در مورد تاریخ آن نظرات متفاوتی وجود دارد. عوفی سال پایان این منظومه را 336 روایت كرده است.
 

بيهقي

 

بيهقي- ابوالفضل محمد بن حسين بيهقي-

470-385 ه‍.ق.

در سال 385 ه‍.ق. در حارث آباد بيهق متولد شد. اوائل عمر را در نيشابور به تحصيل پرداخت، سپس به سمت دبيري وارد ديوان رسائل محمود غزنوي شد. بيهقي حدود 19 سال منشي ديوان رسالت غزنويان بود. ابتدا در زمان سلطان محمود، زيردست "بونصر مشكان" مشغول به كار بود و در زمان مسعود- پس از وفات بونصر- زيردست "بوسهل زوزني" كار كرد. پس از مرگ مسعود- در زمان عبدالرشيد- رئيس ديوان رسالت شد ولي پس از حمله مغول اموالش مصادره و خودش محبوس شد. بيقهي پس از آزادي از زندان ظاهرا ديگر وارد دربار نشد و اواخر عمر را به انزوا در منزل خود در غزنين به سر برد و به نوشتن كتاب پرداخت.

مهمترين اثر بيهقي "تاريخ آل سبكتگين" است كه كتاب حاضر- به نام تاريخ بيهقي- قسمتي از آن است. دوره كامل اين كتاب به گفته ابن فندق بيش از سي جلد بوده است.

از ديگر آثار منسوب به او "مقامات بونصرمشكان" و "زينة الكتاب" است. وي در تاريخ مسعودي دو جا از كتابي به نام "مقامات" يا "مقامات محمودي" ياد مي كند كه شايد قسمت محمودي اين كتاب باشد.

بيهقي دليل نوشتن تاريخ را آيندگان مي داند و بارها آن را بيان مي كند. دو شرط عمده مورخ، صداقت و اطلاع است كه بيهقي- شايد بيش از خوانندگان خود- متوجه اهميت آن بوده است و بدين جهت در هر فرصتي خاطر خوانندگان را از راستگويي و حقيقت دوستي و نيز احاطه و اطلاع خود بر اخبار اطمينان مي دهد. آنچه در كتاب بيهقي آمده يا از مشاهدات و مشهودات خود او است يا اطلاعاتي كه با كنجكاوي بسيار از اشخاص مطلع و مربوط به دست مي آورد و يا از كتابهايي كه غالبا نام آنها را ذكر مي كند و حتي راجع به ارزش آنها نظر خود را مي گويد.

نثر بيهقي از نظر فصاحت و بلاغت نيز همواره بسيار مورد توجه بوده است. با آنكه به ذكر تاريخ مي پردازد گاه از ايجازهاي رسا بهره مي گيرد كه هرگز به اصل موضوع آسيبي نمي رساند. گاه نيز كه به اطناب مي پردازد نه در ذهن خواننده كسالت بار مي نمايد و نه از موضوع دور مي شود.

وفات او به سال 470 ه‍.ق. اتفاق افتاد.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین ۱۳۸۹ساعت 0:10  توسط "حمیدی" | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
الهی تو آن کن که پایان کار - تو خوشنود باشی و ما رستگار
الهی نور تو چراغ معرفت بیفروخت دل من افزونی است گواهی تو ترجمانی من بکردند ندأ من افزونی است قروب تو چـــراغ وجد بیفروخت همت من افزونی است بود تو کار من راست کـــرد بود تو من افزونی است.



نوشته های پیشین
آذر ۱۴۰۱
فروردین ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
شاعران قدیمی و معروف افغان
فعالیت های نهاد اجتماعی جوانان ولسوالی قادس
فعالیتهای ثبات اداره ولسوالی قادس
معرفی ولایت بادغیس و السوالی ها آن
(1) اشعاری گرانبهای از خانم حنظله (بادغیسی)
(2) شعاری ازمولانا سید نعمت الله محوی (بادغیسی)
(3) شعرهای از عبدالعزیز نازک شاعر بادغیسی
(4) اشعاری عبدالمومن عاطفی(بادغیسی)
(5) قطعه شعری از ارفاق(بادغیسی)
(6) اشعاری از رحمت الله(بادغیسی)
(7) اشعاری زیبای از آقای زریر شاعری بادغیسی
(8) اشعاری از مرحوم مولانا عبدالقادر درزئی بادغیسی
(9) نقیب "آروین"
(10) رحمت الله راستین شاعر جوان بادغیسی:
(11) شاعر جوان (داود امین )
(13) الحاج سيد بسم الله (بسمل))
(14) مرحوم ابوبکر (محزون)
(15) مولوی محمد (ضاجر)جوندی
(16) بی بی سمنبوی بادغیسی
(17) محترمه عزیزه عنایت بادغیسی
(18) محمد ميرويس (پوه مل)
(19) شاعرجوان محمدیوسف صمیم بادغیسی
مطالب معلوماتی ازیاهو مسنجر و فیس بوک
پیوندها
رهروان حنظله ای بادغیسی
آمــــــــوی خـــــروشــــــــان
آینـــــدهء نویــــــــــــــــــــــــن
دوســتــانـــــه
علمی ،فرهنگی، اجتماعی، و ادبی

آمارگیر وبلاگ

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM