![]() |
![]() |
|
| اشعاری از شاعران بادغیسی |
|
حکیم ابوالمجد مجدودبن آدم سنایی غزنوی، و نیز حکیم
سنایی از بزرگترین شاعران زبان دری در سدۀ ششم هجریست. او در سال (۴۷۳
هجری قمری) در شهر غزنه
(واقع در افغانستان امروزی) دیده بهجهان گشود، و در سال (۵۴۵
هجری قمری) در همان شهر چشم از جهان فروبست. نصایح و اندرزهای حکیم
سنایی دلاویز و پرتنوّع، شعرش روان و پرشور و خوش بیان، و خود او، در
زمرۀ پایهگذاران نخستین ادبیات
منظوم عرفانی
در زبان
فارسی دری بهشمارآمده است (صفحۀ ۴۲، حافظنامه، شرح الفاظ، اعلام،
مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ.)
او در مثنوی،
غزل
و قصیده
توانائی خود را بوضوح نشان داده است. سنائی دیوان مسعود
سعد سلمان را، هنگامی که مسعود در اسارت بود، برای او تدوین کرد و با
اهتمام سنایی، دیوان مسعود سعد همان زمان ثبت و پراکنده شد و این نیز از
بزرگواری سنایی حکایت میکند. مولانای بلخی، عطار
نیشابوری و سنایی
غزنوی را به منزلۀ روح و چشم خود میدانست:
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 10:23 توسط آقاگل "حمیدی" |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
الهی تو آن کن که پایان کار - تو خوشنود باشی و ما رستگار
الهی نور تو چراغ معرفت بیفروخت دل من افزونی است گواهی تو ترجمانی من بکردند ندأ من افزونی است قروب تو چـــراغ وجد بیفروخت همت من افزونی است بود تو کار من راست کـــرد بود تو من افزونی است ـ الهی از بود خود چه دیدم مگر بلا و عناد از بود تــــو همـــه عطا است و وفای به بر پیدا و بکرم هویدا ـ نا کرده گیر کرد رهی و آن کـــن که از تو سزا ـ الهی نـــام تو مــا را جواز و مهــــــر تو ما را جهــاز ـ الهی شنــاخت تو ما را امان و لطف تو مـــا را عیـــان ـ الهی فضـــل تـــو ما را لوادکنف تــــو ما را ئادی ـ |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1392 دی 1390 آبان 1390 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 |
|
POWERED BY BLOGFA.COM |