![]() |
![]() |
|
| اشعاری از شاعران بادغیسی |
|
بند سبزک یا دره سبزک نام منطقهای
صعب العبور اما زیبا و دیدنی است که مرز بین ولایت هرات و ولایت بادغیس را
مشخص میکند. بند سبزک در گفتار عامیانه مردم افغانستان به بند سوزک مشهور
است.
معرفی بند سبزک بند سبزک یکی از مکانهای زیبا و سحرآمیز درا فغانستان است که هر بینندهای را مجذوب زیبایی خود میکند. سبزک شبیه به یک کاسه بزرگ است ، وقتی از نقطهای به درون آن دیده شود ، طوری به نظر میرسد که در بین آن چند کاسه کوچکتر را داخل هم دیگر قرار گرفته باشد. به همین صورت در ههای داخل هم مانند کا سههای کوچکتر بین در بین ، این بند را درست کرده است وهر دره مملو از درخت های خودرویی است که مثل سربازان یک لشکر در کنار هم ایستاده اند. در یک سمت درههایی دیده میشود، به هم پیچیده ودر سمت دیگر، کوهها یی دیده میشوند در هم تنیده، که پشت به پشت وپهلو به پهلو هم قرار گرفته اند. جغرافیای بند سبزک آنچه در منابع جغرافیایی آمده است ، نیمی از بند ![]() ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 13:45 توسط آقاگل "حمیدی" |
|
![]() و این هم معرفی بادغیس از زبان چند تن از بادغیسیان اصیل: موقعیت جغرافیایی: بادغیس ولایت است در شمال غرب افغانستان که ازطرف غرب بولایت هرات ،از شرق بولایت فاریاب،از شمال بکشور ترکمنستــان واز جنوب با ولایت غــور همسرحد میباشـــد.مساحت آن 23000 کیلومتر مربع ،مرکز آن شهر قلعه نو و دارای شش ولسوالی است. گذشته دور: بادغیس نامیست کهن ودر اوستـــا ازآن بعنـــوان «وایتی گئس» نام دوازدهمیـــن کوهیست که اهورا مزدا در زمین خلق کرده ،یاد شده(یشتها ج 2 /324-325) این واژه آریایی در بنـدهش بصورت «وادگیــس»یا«وادغیس» آمـــده نام کوهیست پــر از دار ودرخت(تاریخ بهار173 و داود پور 2 /325).در تاریخ یاقوت آنرا سرزمین بادها معنی کرده واصل آنرا بادخیــز میدانـد ولی این وجه ریشه تاریخی واساسی ندارد. بادغیس یکی از جمله 14 ایالت خراسان ذکر شده است.ازآنجایکه این ناحیه درمرزهای شمال شرقی امپراتوری ساسانیان بوده همیشه در معرض تهاجم ترکان وهپتالیان قرار داشته است. بادغیس در سنه 30 قمری(651 میلادی) در زمان خلافت حضرت عثمان (رض) توسط خالــد بن عبدالله از طریق صلح گشوده شد؛ اما بــزودی در سال32 قمری بیشتر از 40000 نفــر از مردمان این دیار تحت رهبری شخصی بنام (قارن) برضد تازه واردان قیام نمودنداوبعد ازآزادی بادغیس ومرکزآن( دهستان)بطرف هرات پیشروی نمود ولی در میدان نبرد کشته شد ولشکرش رو به هزیمت نهاد (تاریخ طبری جلد4 ص314-315). ازین به بعد مردمان این ناحیه درتمام دوران خلافت حضرت عثمان (رض)،حضرت علی(رض) ومعاویه در شورش بسر میبردند.قیام بعدی آنها در سال51 قمری برضد اعراب بود که این بار شداد بن خالد اسدی بر آنها تاخت ودرناحیه قتل عام نمود،وبسیار از بادغیسیان را بعنوان برده با خود برد(تاریخ گردیزی ص 106). درآواخردوره امویان واوایل عباسی ها مردی بنام(به آفرید)قیام تازه ایرارهبری و ازپیـــــروی اعراب سرکشی کرد واما درنبردهایکه باعبد الله بن سعید یکی ازفرماندهان ابومسلم خراسانی نمود دستگیر وبه نیشاپور برده شد و درآنجا اعدام گردید(تاریخ صدیفی ص162-163). در سال 150قمری (767 میلادی) مردی بنام استاد سیس بادغیسی قیـــام بزرگی را از مردمان بادغیس،هرات غوروسیستان ودیگرنواحی خراسان علیه عباسیان سازماندهی نمودوعلم آزادی را در بادغیس برافـــراشت.(تاریخ طبری 29/8) وسرانجام توسط خازن بن خـــزیمه در 151 ق سرکوب شده استاد سیس دستگیر و در بغداد اعدام گردید. حوادث تاریخی فوق بیانگر روحیه سلحشوری وآزادی خواهی مردمان این سرزمین میباشد که هرگز به سلطه اجنبی ها تسلیم نبوده اند. در ســــده نخست اسلامی بادغیس ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 13:41 توسط آقاگل "حمیدی" |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
الهی تو آن کن که پایان کار - تو خوشنود باشی و ما رستگار
الهی نور تو چراغ معرفت بیفروخت دل من افزونی است گواهی تو ترجمانی من بکردند ندأ من افزونی است قروب تو چـــراغ وجد بیفروخت همت من افزونی است بود تو کار من راست کـــرد بود تو من افزونی است ـ الهی از بود خود چه دیدم مگر بلا و عناد از بود تــــو همـــه عطا است و وفای به بر پیدا و بکرم هویدا ـ نا کرده گیر کرد رهی و آن کـــن که از تو سزا ـ الهی نـــام تو مــا را جواز و مهــــــر تو ما را جهــاز ـ الهی شنــاخت تو ما را امان و لطف تو مـــا را عیـــان ـ الهی فضـــل تـــو ما را لوادکنف تــــو ما را ئادی ـ |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1392 دی 1390 آبان 1390 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 |
|
POWERED BY BLOGFA.COM |